خوش اندازگی

مترادف‌ها

زیبایی، خوش‌نمایی، ظرافت

متضادها

بد اندام

لغت نامه دهخدا

خوش اندازگی. [ خوَش ْ / خُش ْ اَزَ / زِ ] ( حامص مرکب ) تناسب قامت. تناسب اندازه.

جمله سازی با خوش اندازگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دقت این هم شکلی و هم اندازگی باید به حدی باشد که در ساختار یک دستگاه، بتوان یک قطعه را به راحتی جایگزین قطعهٔ دیگر کرد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران