لغت نامه دهخدا
( خوش آرزوئی ) خوش آرزوئی. [ خوَش ْ / خُش ْ رِ ] ( حامص مرکب ) خوش سلیقگی. ( یادداشت مؤلف ).
( خوش آرزوئی ) خوش آرزوئی. [ خوَش ْ / خُش ْ رِ ] ( حامص مرکب ) خوش سلیقگی. ( یادداشت مؤلف ).
( خوش آرزوئی ) خوش سلیقگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیال نقش روی او و نور دیدهٔ ما بین که سرمستانه در خلوت نشسته هر دو خوش با هم
💡 وی کارگردان فیلمهایی همچون خوش شانس، بدون رزرو و درخشش بوده است
💡 مردم ایل بسیار خوشخوراک بوده و ب غذا و نحوه پخت صحیح بسیار اهمیت دادهاست.
💡 آشنایی ز جفاهای تو محرومم ساخت ای خوش آن روز که بودیم ز هم بیگانه!
💡 نظر ز غیر فروبند و چشم دل بگشا به مردمی نظری کن خوشی بیا بنگر
💡 و هم شخصيّت هاى خوش نام و معروف را به سوى آنان اعزام مى كرد،