خورسند گردیدن

مترادف‌ها

شاد شدن، خوشحال شدن، خشنود شدن

متضادها

ناراحت شدن، اندوهگین شدن، غمگین شدن

لغت نامه دهخدا

خورسند گردیدن. [ خوَرْ / خُرْ س َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) خرسند گردیدن. شاد شدن. خورسند شدن. ( یادداشت مؤلف ). || قانع و راضی گردیدن.

جمله سازی با خورسند گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این آبادی در دهستان خورسند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۳۲ نفر (۱۰ خانوار) بوده‌است.

💡 این آبادی در دهستان خورسند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۳۹ نفر (۴۷ خانوار) بوده‌است.

💡 تلمبه شهید غلامعباس ملایی یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان خورسند واقع شده‌است. تلمبه شهید غلامعباس ملایی ۱۴۳ نفر جمعیت دارد.

💡 این آبادی در دهستان خورسند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۷۰ نفر (۵۶ خانوار) بوده‌است.

💡 این آبادی در دهستان خورسند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، سکنه دائم آن کمتر از سه خانوار بوده‌است.

💡 خورسند یکی از شهرهای شهرستان شهربابک در استان کرمان میباشد.این شهر در ابتدا روستایی کوچک بوده که در سال ۱۳۸۸ به شهر تبدیل شده‌ است.جمعیت خورسند در سال ۱۳۹۰ برابر با ۵هزار نفر بوده‌ است.

💡 با مشاهده تغییرات مثبت در وضعیت اقتصادی کشور، بسیاری از فعالان اقتصادی بسیار خورسند گردیدن و نسبت به آینده با خوش‌بینی زیادی نگاه کردند.

💡 مشتریان پس از استفاده از خدمات جدید و با کیفیت شرکت، بسیار خورسند گردیدن و رضایت کامل خود را از عملکرد تیم اجرایی اعلام کردند.

💡 دانشجویان با اعلام نتایج نهایی کنکور و مشاهده رتبه‌های عالی خود، بسیار خورسند گردیدن و تصمیم به ادامه تحصیل در رشته‌های محبوب و علمی گرفتند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران