خواجه بچه
مترادفها
پسر، کودک
لغت نامه دهخدا
خواجه بچه. [ خوا / خا ج َ / ج ِ ب َچ ْ چ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بخش فدیشه شهرستان نیشابور. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای معتدل و 227 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت وراه ارابه رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان بخش فدیشه شهرستان نیشابور. این دهکده در جلگه قرار دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه ارابه رواست.
جمله سازی با خواجه بچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم فریضه دارم آخر نشان دهید من دوستدار خواجهام آخر نیم عدو
💡 آن خواجه که از آز رهی گشت هر آنکو راه در او را زره جهل رها کرد
💡 باد که چون او نسیم مشگ ختا نیست شمه از بوی خلق خواجه ما نیست
💡 وان خواجه که بد اسیر و دربندم امروز کند اسیر دربانم
💡 خواجه اسعد چو می خورد پیوست طرفه شکلی شود چو گردد مست
💡 خواجه را مه درآمده به کنار دست بر کار و پای رفته ز کار