لغت نامه دهخدا
خواجه بلاغ. [ خوا / خا ج َ / ج ِ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش نمین شهرستان اردبیل. با 619 تن سکنه. آب آن از چشمه ومحصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
خواجه بلاغ. [ خوا / خا ج َ / ج ِ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش نمین شهرستان اردبیل. با 619 تن سکنه. آب آن از چشمه ومحصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دهی است از بخش نمین شهرستان اردبیل. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالروست.
💡 ای خواجه ی جان وای خداوند دلم از یاد تو بیشتر ز رویت خجلم
💡 بنده باید در خور خواجه نژند حلقه اندر گوش و در گردن کمند
💡 هر کرا درویش نبود خواجه نیکوتر بنفس هرکرا بلبل نباشد زاغ را گفتار به
💡 عار داری اگر از بندگی آشفته خویشتن را به در خواجه قنبر فکنیم
💡 خواجه رفت از جهان چه تن زده اید؟ به جهان شور و فتنه در فگنید