فرهنگستان زبان و ادب
{pedion, monohedron} [زمین شناسی، فیزیک] [زمین شناسی] دیسۀ بلوری بازی که فقط یک وجه دارد و فاقد وجوه هم اندازۀ متقارن است [فیزیک] وجه منفردی از بلور که وجه هم ارز متقارن ندارد
{pedion, monohedron} [زمین شناسی، فیزیک] [زمین شناسی] دیسۀ بلوری بازی که فقط یک وجه دارد و فاقد وجوه هم اندازۀ متقارن است [فیزیک] وجه منفردی از بلور که وجه هم ارز متقارن ندارد
💡 سنتز هیدروترمال معمولاً بلورهای تک وجهی تولید میکند که میتواند به اندازه ۱۰ میلیمتر (۰٫۳۹ اینچ) عرض داشته باشد. در حضور مواد معدنی مانند 0.1 M HI یا 2 M NH4Cl و در فشار ۰٫۲۰۷ مگاپاسکال در دمای ۴۱۶–۸۰۰ درجه سانتیگراد، مگنتیت به صورت بلورهایی رشد میکند که شکل آنها ترکیبی از اشکال لوزی-دودهچدری بوده است. کریستالها گردتر از حد معمول بودند. ظهور فرمهای بالاتر به دلیل کاهش انرژیهای سطح ناشی از نسبت سطح پایین به حجم در کریستالهای گرد در نظر گرفته میشود.
💡 ژاک دریدا را بنیانگذار سبک ساختارشکنی میدانند. ساختارشکنی شیوهای از تحقیق است که بر پایه آن، نوشتهها سرشار از سردرگمی، چند پهلویی، چند مفهومی و تناقض است. و در خوانش یک متن، آرا، تفسیر و تأویلهای متفاوتی از موضوع همان یک متن واحد را بیان میکند. به همین جهت ژاک دریدا، با بیان این روش، صداقت و معنای تک وجهی، حقیقی، مصرانه، و دائمی را از متن میگیرد، امکان خوانشهای متفاوتی را به خواننده میدهد و در واقع با این نگرش بیان میکند که هر فرد مالک سلیقه و برداشتی متفاوت است. این مفهوم، در روزگار کنونی معاصر در همه رشتههای هنر، معماری، علوم اجتماعی، زبانشناسی، علوم انسانی، و حتی علوم سیاسی، رخنه کردهاست.با این اوصاف تقابلهای دوتایی موضوع اساسی در مبحث فلسفه دریداست. به زعم وی تقابلهای دوتایی همچون روز و شب، زشت و زیبا، ذهن و عین، بالا و پایین، گفتار و نوشتار همواره در فلسفه غرب مطرح بودهاست و همواره یکی بر دیگری برتری داشتهاست. ولی او با بیان بحث چالشبرانگیز ساختارشکنی و با ایستادگی در مقابل آرا ساختارگرایان که در حمایت از نظریه تقابلهای دوتایی برخواسته بودند، اعلام کرد؛ که در آرا و اندیشه او هیچ ارجحیتی برای هیچکدام از تقابلها وجود ندارد. به زعم دریدا تقابل دوتایی از ارکان شکلگیری نظریهٔ انتقادی تبعیض نژادی، نظریه پسااستعماری، پست فمینیسم، و پست آنارشیسم است و مدعی این ادعاست که وجود این تقابل بین مرد و زن، متمدن و وحشی، و سفید و غیرسفید، به ساختارهای قدرت غربی که انسان سفیدپوست غربی و به اصطلاح «متمدن» را برتر میدانند، یا حقوق مدنی و مالی بالاتر و بیشتری برای مردان، در مقابل زنان قائم کردهاست، دوام و مشروعیت بخشیدهاست.