لغت نامه دهخدا
خوابگاه غول. [ خوا / خا هَِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم است. ( برهان قاطع ) ( مجموعه مترادفات ) ( انجمن آرای ناصری ).
خوابگاه غول. [ خوا / خا هَِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم است. ( برهان قاطع ) ( مجموعه مترادفات ) ( انجمن آرای ناصری ).
کنایه از دنیا و عالم است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 |ساجده تاشانر|| نریمان سونمز || ۱۱۳–۱ || او مدیر خوابگاه یتیم خانه است اما بعدها به علت اشتباه در کارش اخراج میشود.
💡 چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ چه سود از حرم امن و خوابگاه فراخ
💡 به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم
💡 ـ خوابگاه دانشجویی خواهران با امکانات مناسب در نزدیکی پردیس خواهران (رضوان) با قابلیت پذیرش ۳۰۰ دانشجو.
💡 خوابگاه نرم غفلت را دو بالا می کند ما به خشت و خاک از بالین و بستر قانعیم
💡 - واى بر تو ضمرة بن معبد! امروز هر دوستى كه داشتى خوارت كرد و عاقبت رهسپار جهنمشدى كه پناهگاه و خوابگاه ابدى توست.