خواب گریختن
مترادفها
فرار از خواب، بیخوابی
متضادها
خوابیدن، خواب ماندن
لغت نامه دهخدا
خواب گریختن. [ خوا / خا گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بی خواب شدن. خواب نبردن. این ترکیب در صفات چشم بیاید. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بی خواب شدن خواب نبردن
جمله سازی با خواب گریختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعائِی إِلَّا فِراراً (۵) نفزود ایشان را خواندن من مگر گریختن
💡 عبور سریع یگان او از این رود، ضمن برخورد با ضد حملات کمتوان تانکهای فرانسوی، موجب پراکنده شدن نیروهای دشمن در آن سوی رود و گریختن آنها به درون جنگلهای منطقه شد.
💡 والرین تلاش کرد با دادن غرامت و تاوان، شاپور را به صلح راضی کند، ولی پیشنهادش رد شد و او ناچار به جنگیدن شد، ولیکن نتوانست محاصره را بشکند. در این میان سربازان او سر به شورش برداشتند و او ناچار به گریختن شد، ولی در هنگام گریز، با بخش عمدهٔ سپاهش به دست شاپور اسیر شدند.
💡 از شکستِ صوری هم میاندیشد و از شرمگین به صحرا گریختن و به راهِ ایل رفتن.
💡 پس از گریختن خسروپرویز از دست بهرام چوبین به روم و همپیمانی با قیصر روم ازدواج سیاسی بین خسروپرویز و مریم دختر قیصر شکل میگیرد. این ازدواج را شاهنامه فردوسی چنین شرح میدهد:
💡 سرو را گر سر به گریختن از بستان نیست از چه دایم به میان بر زد...ـان