لغت نامه دهخدا
خواب چاشت. [ خوا / خا ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خواب ظهر. خواب زوال. ( یادداشت مؤلف ).
خواب چاشت. [ خوا / خا ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خواب ظهر. خواب زوال. ( یادداشت مؤلف ).
خواب ظهر خواب زوال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خواب گرد خویش زدم طوف و دوش پیر از طوف کعبه دل تعبیر خواب کرد
💡 می نبیند سوی ما ساقی، ازانک چشمهایش مست و خواب آلوده اند
💡 فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ چون پسر فرا کار رسید، قالَ یا بُنَیَّ گفت ای پسر من، إِنِّی أَری فِی الْمَنامِ من میبینم در خواب، أَنِّی أَذْبَحُکَ که میفرمایند مرا که ترا گلو باز برم، فَانْظُرْ ما ذا تَری در نگر که در دل خویش چه بینی؟
💡 ز خورد و خواب برآمد دلم به هجرانت ترحّمی بکن آخر به دیده ی خونبار
💡 دیده کز خواب بسته می نشود هم به خون جگر شود بسته
💡 بربود خواب از من و آنگه بخفت خوش پیوسته گشت گویی خوابم به خواب او