خنده ٔ خنجر

لغت نامه دهخدا

خنده خنجر. [ خ َ دَ / دِ ی ِ خ َ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از خونریزی. ( از آنندراج ):
خنده خنجر زمانه کشت
در دهان ظفر نمی گنجد.حسین ثنائی ( از آنندراج ).خنده خنجر ز فتح بیقیاست.انوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از خونریزی

جمله سازی با خنده ٔ خنجر

💡 شمارم خنده مینای می را نوحه ماتم ز آواز به دل نزدیک او تا دور شد گوشم

💡 چنان گشایش دل عام شد که وا کردند دهن به خنده چو سوفار، جمله پیکان‌ها

💡 نگشاید آن گره که ز لعلت بدل مراست جز خنده ای ز حقه ی مشکل گشای تو

💡 ۶. کمدی سانتیمانتال: کمدی پایان قرن ۱۷ در انگلستان که در آن هدف این بود که بیننده را به جای خنده، به گریه بیندازند و این شیوه بعدها در فرانسه هم معمول شد.

💡 به حدیث نهفته زبان مگشا گل عیب و هنر مفکن به ملا در پردهٔ شب نگشوده هلاکه به روی تو خنده سحر نشود

💡 پاسخ قهقهه و خنده بود و تيرهايى كه از سر مستى به سوى برير مى فرستادند.برير ناچار به سوى امام عليه السلام برگشت.

مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز