لغت نامه دهخدا
خلیل نحوی. [ خ َ لی ل ِ ن َح ْ ] ( اِخ ) رجوع به خلیل بن احمد عروضی شود.
خلیل نحوی. [ خ َ لی ل ِ ن َح ْ ] ( اِخ ) رجوع به خلیل بن احمد عروضی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نان اگر خواست کسی گفت که بر خوان خلیل آب اگر جست تنی گفت که در جام خضر
💡 خلیل آسا ز عشق او درآ در آتش سوزان که در هر گوشه آتش هزاران بوستان بینی
💡 یا چون خلیل عهدی و بر تار عشق یار تن را به منجنیق تولّی نهادهای
💡 در طرح ۴ استانی شهرستانهای بردسکن، خلیلآباد، خواف و رشتخوار، کاشمر و تربت حیدریه به مرکزیت شادمهر در قالب یک استان قرار داشت.
💡 عشق روشندل اگر نیست ز اولاد خلیل از چه آتش گل و ریحان به سمندر گردید؟
💡 حسن خلیلآبادی، سیاستمدار اصلاحطلب ایرانی متولد ۱۳۳۵ در (شهرری) است که با ۱۲۲۸۴۷۷ رای به عنوان نفر هشتم به شورای پنجم شهر تهران راه یافت.