خلف کسی شدن
مترادفها
پیروی کردن، دنبال کردن
متضادها
اطاعت کردن، پیروی کردن
لغت نامه دهخدا
خلف کسی شدن. [ خ َ ل َ ف ِ ک َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جانشین کسی شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
جانشین کسی شدن
جمله سازی با خلف کسی شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پيروان خلف خارجى را خليفه گويند. وى از خوارج كرمان بود و با فرقه حمزويهاختلاف عقيدتى داشت و خير و شر امور را به خداوند نسبت مى داد.
💡 ((ابى پسر خلف )) مى گويد: چه كسى مى تواند اين استخوان هاى پوسيده را زندهكند؟
💡 فرخنده آن سَلَف که مر او را تویی خلف تا زنده آن پدرکه مر او را تویی پسر
💡 رستم و بهرام را بهم چه مصاف است این دو خلف را بهم چه خشم و خلاف است
💡 خلف الخاطری (عربی: خلف الخاطري؛ زادهٔ ۱ ژانویهٔ ۱۹۶۴) تیرانداز اهل عمان است. وی در بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۹۲ و ۱۹۹۶ شرکت کردهاست.
💡 این ورید از بهم پیوستن قسمت خارجی قوس وریدی دورسال (Dorsal venous arch) و ورید مارژینال خارجی (Lateral Marginal.V) تشکیل میشود. این ورید با عبور از خلف قوزک خارجی به سمت بالا جهت میگیرد و سرانجام به ورید پوپلیتئال تخلیه میشود.