خلاف پیدا کردن

لغت نامه دهخدا

خلاف پیدا کردن. [ خ ِ / خ َ پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مخالفت آغاز کردن. دشمنی کردن: احمدبن عبداﷲ الخجستانی خلاف پیدا کرده و نشابور حصار گرفت. ( تاریخ سیستان ). سپاه بر او جمع شد و خلاف سکزی پیدا کرد. ( تاریخ سیستان ).

فرهنگ فارسی

مخالفت آغاز کردن دشمنی کردن

جمله سازی با خلاف پیدا کردن

💡 2 ياد عيب هاى خود. حضرت على عليه السلام مى فرمايد: چگونه عيب مردم را مى گوئى در حالى كه خودت يا مثل همان خلاف را دارى و يا بدتر از آن را مرتكب شده اى و بر فرض آن عيب را ندارى، همين جراءت تو بر نقل خلاف و عيب ديگران، از عيب آنان بدتر است.(239)

💡 در ۳۰ ژوئن سال ۱۴۱۷، بارون محلی فرمان صادر کرد که اجازه می‌دهد جمعیت یهودیان محلی به مطالعه تالمود ادامه دهد، بر خلاف تصمیمی که در ژانویه ۱۴۱۷ در چمبری اتخاذ شد و نتیجه آن کتاب یهودیان سوخته شد.

💡 خون رقیب ریزی و بسمل طوطیان بخون از که خلاف سر زده باز بگو در این میان

💡 گیرم که من بزعم شما باشدم گناه این بیگنه خلاف نکرده است تا کنون

💡 کپسول این باکتری بر خلاف دیگر باکتری‌های پروتئینی است و پلیمری از اسید گلوتامیک می‌باشد.

اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز