خفت افتادن

لغت نامه دهخدا

خفت افتادن. [ خ ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) در گره خفت ماندن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || گره خفت پیدا شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

در گره خفت ماندن یا گره خفت پیدا شدن

جمله سازی با خفت افتادن

💡 آسیب‌های سرمایه‌گذاری در بازار سکه: افزایش ناامنی اجتماعی به دلیل نگهداری طلا در منازل و در نتیجه افزایش احتمال سرقت، اختلال در زیرساخت‌های اقتصادی به دلیل انباشت سرمایه به شکل طلا و عدم ورود آن به چرخهٔ اقتصاد، آسیب به صنعت طلا به دلیل سرمایه‌گذاری روی سکه و از رونق افتادن کارگاه‌های تولیدی طلای زینتی

💡 خودكشى وضرر به نفس، حرام قطعى است كه از آيه استفاده مى شود. امّا شهادت طلبى در مواردى كه اساس ‍ اسلام در خطر باشد، افتادن در تهلكه نيست.

💡 دقايقى گذشت؛ برادران در تاريكى ايستاده، منتظر فرصتى براى غافلگير ساختندشمن بودند، در اين هنگام، با خوردن دست يكى از آنها به كلاه آهنى كه در كنار سنگربود و با افتادن كلاه بر روى زمين، يكى از افراد دشمن هشيار شده، پس از لحظه اى،به سوى مكانى كه از آن صدا برخاسته بود، حركت كرد و بدين ترتيب، ديگر چاره اىجز درگيرى باقى نماند.

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز