خطیر اباد

لغت نامه دهخدا

( خطیرآباد ) خطیرآباد. [ خ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سدن رستاق بخش مرکزی شهرستان گرگان. واقع در 14هزارگزی باختر گرگان سر سه راه گرگان و بندر شاه و کردکوی با صدوپنجاه تن سکنه است. این محل اصولاًجزء آبادی کفشگیری است و در سالهای اخیر بناهای روستایی ایکه در کنار راه احداث کرده اند آنرا به خطیرآباد معروف کرده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

( خطیر آباد ) دهی است از دهستان سدن رستاق بخش مرکزی شهرستان گرگان واقع در ۱۴ هزار گزی باختر گرگان سرسه راه گرگان و بندرشاه و کردکوی با صد و پنجاه تن سکنه.

جمله سازی با خطیر اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای خواجه ای که نیستت از خواجگان نظیر بر کهتران عزیزی و بر مهتران خطیر

💡 آن مهتر خطیر نکو خاطر و ضمیر هرگز نبوده خواسته را پیش او خطر

💡 به عقیده برخی، کتاب‌های درسی جغرافیا که بر پایه یک برنامه‌ریزی منسجم و مبتنی بر نیازهای آینده تهیه می‌شوند، وظیفه خطیر تقویت «احساس هویت در جوانان نسل آینده» را بر عهده دارند و اینجاست که وظیفه برنامه‌ریزان درسی، نویسندگان کتب درسی، معلمان و دبیران به خوبی آشکار می‌گردد.

💡 بلبل به زخمه گیرد نی بر سر چنار چون خواجهٔ خطیر برد دست را به می

💡 ۲۱۶ نفر از فعالان سیاسی خارج از کشور، سپس اعلام کردند، با آگاهی چنین شرایط خطیر و با اعتقاد راسخ بدین که رهایی جامعه ایران از این ورطه خطرناک تنها در سایه استقرار بی قید و شرط و کامل دموکراسی و حاکمیت ملی عملی است، از اقدام شجاعانه مبارزان آزادیخواه داخل کشور پشتیبانی می‌کنند.

باغ دلگشا یعنی چه؟
باغ دلگشا یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز