خضر گوران

لغت نامه دهخدا

خضرگوران. [ خ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. واقع در سی وپنجهزارگزی جنوب خاوری راه ارابه رو شاهین دژبه تکاب. این دهکده کوهستانی، معتدل و دارای 227 تن سکنه است. آب آن از رودخانه ایدوغموش و محصول آنجاغلات و نخود می باشد. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی جاجیم بافی و راه آن مالرو است. در دو محل بفاصله یک هزار گز این دهکده قرار دارد که یکی به خضرگوران بالا و دیگری خضرگوران پایین مشهور است. سکنه خضرگوران بالا 52 نفر می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در سی و پنجهزار گزی جنوب خاوری قره آغاج و پنجاه هزار گزی شمال خاوری راه ارابه رو شاهین دژ به تکاب.

جمله سازی با خضر گوران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زان شرف‌ کز تیر و از تیغت همی یابند زخم آهوان بر چشم و گوران بر سرین روزشکار

💡 این روستا در دهستان گورانی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۵خانوار) ۸نفر

💡 نه یوزان را سوی گوران دوانم نه بازان را سوی کبگان پرانم

💡 ران گوران خورد آن کس که رود در پی شیر درگه شاه پی شیرست آنگه درگاه

💡 خان گوران، روستایی از توابع بخش احمدی شهرستان حاجی‌آباد در استان هرمزگان ایران است.

💡 مهرداد ایزدی و نادر انتصار نیز زبان لکی را یکی از گویش‌های اصلی زبان گورانی می‌دانند.[۵۹][۶۰]

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز