لغت نامه دهخدا
خشک تره. [ خ ُ ت َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) سبزی وقتی که خشک کرده باشند. سبزی خشک. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خشک تره. [ خ ُ ت َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) سبزی وقتی که خشک کرده باشند. سبزی خشک. ( یادداشت بخط مؤلف ).
سبزی وقتی که خشک کرده باشند سبزی خشک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همهکبود لب و زردروی و سرخ سرشک همه شکستهدل و تیرهچشم و خشکدهان
💡 باد بدخواه تورا تری آب اندر جشم باد بدگوی تو را خشکی خاک اندر کام
💡 از نوبهار روی زمین خشک و تر شکفت این باغ را ببین که چه در یکدگر شکفت
💡 حاصلم از خشک و تر اشکی و لخت جگر بر سر این ماحضر هر دو جهان را صلا
💡 چو دارم سرو گوهر بار در بر چرا جویم چنان خشکی و بی بر
💡 خون در تنم چو نافه ز اندیشه خشک شد جرمم همین که هم نفس مشک اذفرم