خشت مالی کردن

لغت نامه دهخدا

خشت مالی کردن. [ خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خشت مالیدن. خشت زدن. خشت ساختن.

فرهنگ فارسی

خشت مالیدن خشت زدن

جمله سازی با خشت مالی کردن

💡 «اگر شرایط مالی خود را کنترل نکنید، قطعاً شرایط مالیتان شما را کنترل خواهد کرد.»

💡 شرکت‌ها و سازمان‌های متعددی در تأمین مالی و توسعه باتری‌های اکسایش - کاهش وانادیومی مشارکت دارند.

💡 همه را صغیر خوشست دل بکسی و مالی منصبی چه در این جهان چه در آن جهان منم و ولای محمدی

💡 دو مشکل بزرگ در این زمان پیش آمد: نخست، با اینکه مالیات در هر بخش کشور تعیین شده بود حکام ایالت‌ها، مردم را زیر فشار زیادی بردند و از آنها مالیات بیشتری خواستند.

💡 یا حیاة الرّوح مالی لیس لی علمی بحالی تلک روحی منک ملئی، و سوادی منک خالی‌

💡 قصد جان می‌دارد اکنون، روزگار لطف بود آن که می‌گفتم زیان جاه و مالی می‌کند