خسرو ائین
لغت نامه دهخدا
( خسروآئین ) خسروآئین. [ خ ُ رَ / رُو ] ( ص مرکب ) به آئین شاهان. بطرز پادشاهان. بطریق ملکان:
پسر زاد از این دختران اردوان
یکی خسروآئین روشن روان.فردوسی. || ( ق مرکب ) چون پادشاهان عملی را انجام دادن:
به ایوانها تخت زرین نهاد
برو جامها خسروآئین نهاد.فردوسی.
فرهنگ فارسی
( خسرو آئین ) به آئین شاهان بطرز پادشاهان
جمله سازی با خسرو ائین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز خون دل که آید هر دم به چشم خسرو یک دوست در نیاید، گر اهل راز باشد
💡 دانی که هستم در جهان من خسرو شیرینزبان گر نایی از بهر دلم، بهر زبان من بیا
💡 250. «دیوان امیر خسرو دهلوی»، فرهنگ آثار (ج 4)، تهران، سروش، ۱۳۹۷.
💡 مال شیرین و تویی خسرو و فرهاد فقیر سوی شیرین ره آمد شد فرهاد مگیر
💡 خسرو ملکان (زاده ۱۳۳۲ در تهران) کارگردان فیلمنامهنویس، تهیهکننده متولد ۱۳۳۲ تهران است.
💡 فقر میگفت که: من خسرو جاویدانم شاه میگفت که: من سایهٔ آن سلطانم