لغت نامه دهخدا
خزانه تفنگ. [ خ ِ / خ َ ن َ / ن ِ ی ِ ت ُ ف َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جایی از تفنگ که باروت در آن می باشد. ( آنندراج ).
خزانه تفنگ. [ خ ِ / خ َ ن َ / ن ِ ی ِ ت ُ ف َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جایی از تفنگ که باروت در آن می باشد. ( آنندراج ).
جایی از تفنگ که باروت در آن می باشد
💡 ز وی سیم فراوان شکوفه شد نهان حالا خزان بگشاد بر عالم خزانه زر فراوان شد
💡 کلاه خویش نما قاضی: این همه قاضی: چه لازم است، که اندر خزانه غازی نیست!
💡 گر نیستم خزانه خزف هم نیم حبیب باری مده ز دست به این رایگانیام
💡 بگو بحضرت وی آنکه لعل و سنگ شود به یک ترازو سنجیده در خزانه تو
💡 آنانکه ز بس خزانه تاراج کنند ما را به عدو ز فقر محتاج کنند
💡 لباس بچه ببافیم و بدوزیم و نمایش عروسکی راه بیندازیم و یک مهمانی تربیت بدهیم و خرج سفر را تهیه کنیم و یکی از دخترها هم مسؤول مخارج و خزانه دار شد.