لغت نامه دهخدا
خرمندچال. [ خ ُ م َ ] ( اِخ ) نام ناحیتی است از نواحی زیراب وابسته ولوپی از رستاقهای سوادکوه. ( ازمازندران و استراباد رابینو ترجمه فارسی ص 156 ).
خرمندچال. [ خ ُ م َ ] ( اِخ ) نام ناحیتی است از نواحی زیراب وابسته ولوپی از رستاقهای سوادکوه. ( ازمازندران و استراباد رابینو ترجمه فارسی ص 156 ).
نام ناحیتی است از نواحی زیراب وابسته ولوپی از رستاقهای سوادکوه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرمند اگر با غم و بی کس است خرد غمگسار و کس او بس است
💡 اصحاب ملک و دین همه شاداب و خرمند ز آندم که هست رأی تو غمخوار ملک و دین
💡 سرخوشند و شادمان می می خورند خرمند و هم ز غم آسوده اند
💡 به همه ذره بود نسبت و پیوند ترا در همه چیز عیان دیده خرمند ترا
💡 هرجند خرمند ز هر دو جهانیان مقصود هر دو خرّمی شاه سنجرست