خرمرد رند

لغت نامه دهخدا

خرمرد رند. [ خ َ م َ دِ رِ] ( اِ مرکب ) احمقی که کار زیرکان کردن خواهد و از عهده نیاید. ریش گاو. زیرک سار. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

احمقی که کار زیرکان کردن خواهد و از عهده نیاید ریش گاو.

جمله سازی با خرمرد رند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زاهدا زرق ریا در کوچه رندان مپوش کین متاع آنجا بسی بردند و بازاری نیافت

💡 بر دور پیر مصطبه رندان باده‌نوش بنشسته فارغ از دو جهان دوش تا بدوش

💡 عاقلان را هوش اگر در سر نباشد دور نیست این‌قدر بیهوشی از رندان لایعقل چرا

💡 تو مرد عافیتی جامی از بتان بگسل که عشق شیوه رندان عافیت سوز است

💡 رندان شهر دانی همواره درکمینند باید ز چشم رندان بستن ره‌کمین را

💡 تا بوده‌ایم رند و سرانداز بوده‌ایم از کس نبوده است چو فیّاض باک ما

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز