خرم شاه سلطان

لغت نامه دهخدا

خرم شاه سلطان. [ خ ُرْ رَ س ُ ] ( اِخ ) خواهرزاده ظهیرالدین میر بابرمیرزا بود وبحکومت بلخ رسید. ( حبیب السیر ج 4 ص 388 چ خیام ).

فرهنگ فارسی

خرم شاه سلطان خواهر زاده ظهیر الدین میر بابر میرزا بود و بحکومت بلخ رسید.

جمله سازی با خرم شاه سلطان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مگو جانا که هستی جامیا سلطان وقت خود سگ کوی توام آخر مکن زین بیش تحقیرم

💡 هرچندکه سلطانم آخر به تو محتاجم چون عشق پدید آید محتاج شود سلطان

💡 زاهد و عارف و عابد همه بر درگه حق خواجه شأنان هم و بنده و سلطان همند

💡 تا طفل بود سلطان دایه کندش زندان تا شیر خورد ز ایشان نبود شه میخواره

💡 سلطان شرع خواجۀ سلطان نشان که یافت کار جهان بیمن مساعیّ او قرار

💡 چون که سلاطین کنند دعوی بالاتری رایت سلطان عشق از همه بالاتر است

پایوران یعنی چه؟
پایوران یعنی چه؟
وکیل مدافع یعنی چه؟
وکیل مدافع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز