خرس سار
مترادفها
خرسکش، خرسگیر
لغت نامه دهخدا
خرس سار. [ خ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه از زیادی موی بر اندام چون خرس است. || ( اِ مرکب ) نام حیوانی بوده بنقل حمداﷲ مستوفی که بشکل و نطق مانند آدمی و بسیار موی بر اندام مانند خرس لکن از عقل و تمییز بهره ندارد و سخنش مفهوم نشود. ( نزهة القلوب ).
فرهنگ فارسی
آنکه از زیادی موی بر اندام چون خرس است
جمله سازی با خرس سار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۶۹ گونه پستاندار وابسته به ۶ راسته، ۲۱ خانواده و ۵۰ سرده در پارک ملی گلستان شناسایی شدهاست. پلنگ و خرس قهوهای از گوشتخواران بزرگ پارک ملی هستند.
💡 خرس نقرهای از جشنواره بینالمللی فیلم برلین برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
💡 کی زمن دست بدارند که هرگز نکنند رقص و رامشگری از باد هوا خرس و خروس
💡 در سینمای پویانمایی نیز سینمای شیلی در این دهه سر به عرش سائید. داستان خرس (۲۰۱۵) به کارگردانی گابریل اوساریو وارگاس و فیلمنامهنویسی دانیل کاسترو در هشتاد و هشتمین دوره جوایز اسکار برنده جایزه اسکار بهترین انیمیشن شد.
💡 ای باقبال تو با برگ و نوا خرس و خروس وی خرد خوانده بداندیش ترا خرس و خروس
💡 بگیرم خرس فکرت را ره رقصش بیاموزم به هنگامه بتان آرم ز رقصش مغتنم باشم