لغت نامه دهخدا
موی ناک. ( ص مرکب ) پرموی. موی دار. مویین. که موی بسیار دارد. اشعر. ( از یادداشت مؤلف ): اژدهای بزرگ سر موی ناک. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ص 437 ).
موی ناک. ( ص مرکب ) پرموی. موی دار. مویین. که موی بسیار دارد. اشعر. ( از یادداشت مؤلف ): اژدهای بزرگ سر موی ناک. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ص 437 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غالب قلم موها شکل تغییر یافتهای از قلم موی تخت و قلم موی گرد هستند.
💡 عمرم همه در آرزوی روی تو بگذشت و آشفتگی حال من از موی تو بگذشت
💡 گرفته از تنم آن موی ناشکیب شکیب ربوده از دلم آن زلف بیقرار قرار
💡 از خال و خط تو، ای بت بی خط و خال «از مویه شدم چو موی از ناله چو نال »
💡 آنی که هر دو کون به دکان راستی نزدیک عقل یک سر موی ترا بهاست