لغت نامه دهخدا
خرز چینی. [ خ َ زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خرز یمانی. جِزْع. رجوع به خرزیمانی شود.
خرز چینی. [ خ َ زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خرز یمانی. جِزْع. رجوع به خرزیمانی شود.
خرز یمانی جزع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صد خار ز هجران به دلم به که چو آیم گیرد به ملامت خم ابروی تو چینی
💡 گرفتار شکست دل ندارد تاب نالیدن ز موی چینی افکنده است طرح دام صیادش
💡 این پادشاهی عمدتاً با شاخهٔ مهایانه در آیین بودا مرتبط است. به گفته زائر چینی فاسیان که در سده چهارم از ختن گذشت:
💡 اولونگا در سال ۲۰۱۷، اولونگا به باشگاه چینی گویژو ژیچنگ پیوست.
💡 سرمه اندر کام دارد موی چینی دم به دم هر کرا تمکین بود دانی که گوش او کر است