لغت نامه دهخدا
خرده فروختن. [ خ ُدَ / دِ ف ُ ت َ ] ( مص مرکب ) مقابل عمده فروختن. جزئی فروختن. کالای کوچک فروختن. مقابل عمده فروشی کردن.
خرده فروختن. [ خ ُدَ / دِ ف ُ ت َ ] ( مص مرکب ) مقابل عمده فروختن. جزئی فروختن. کالای کوچک فروختن. مقابل عمده فروشی کردن.
مقابل عمده فروختن جزئی فروختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوجعفر خواست تا بر وسعت مسجد الحرام بيفزايد. چون مردم از تنگى آن شكايت داشتند.پس به زياد بن عبيدالله حارثى نوشت كه خانه هاى پيرامون مسجد را بخرد، تا بهاندازه وسعت مسجد بر آن بيافزايد. لكن مردم از فروختن خانه ها امتناع ورزيدند.
💡 لغت شناسان و مفسّران در اين كه اشتراء در آيه دوم به معناى خريدن است يا فروختن اختلاف دارند؛ راغب گرچه در خصوص واژه مورد بحث اشاره اى ندارد، ليكن به طور كلّى مى گويد: