خراج الموظف

لغت نامه دهخدا

خراج الموظف. [خ َ جُل ْ م ُ وَظْ ظَ ] ( ع اِ مرکب ) وظیفه ای است معین شده بر زمین چنانکه عمربر سواد عراق معین کرد. ( تعریفات جرجانی ). رجوع به «خراج » در این لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

وظیفه ایست معین شده بر زمین چنانکه عمر بر سواد عراق معین کرد.

جمله سازی با خراج الموظف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هندویی سنبل مشکین تو از هر طرفی دید و بر گردن مشک ختن آورد خراج

💡 8 - ماليات هاى روزافزون (ماليات خراج ) به شدت تضادها را افزايش داد.

💡 گاهی رخت خراج ستاند زماه وگاه خورشید را زکات دهد از نصاب حسن

💡 6. صدقات، خراج و فى ء در اختيار سلاطين است، حتى اگر ظالم باشند؛

💡 چه آن را که بر سر نهادند تاج چه آن را که بر گردن آمد خراج

💡 سیماب باج می دهم و بیخودی خراج صبر اینچنین خوش است و قرار اینچنین خوش است

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز