خدمۀ مسافری
فرهنگستان زبان و ادب
{cabin crew, cabin personnel, cabin attendants} [حمل ونقل هوایی] گروهی از کارکنان داخل هواگَرد که با مسافران تماس دارند
جمله سازی با خدمۀ مسافری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسافری و غریبی به این دیار نیامد که کاس حب تو خورد و نکوفت کوس اقامت
💡 حداکثر سرعت مجاز مسافری در راهآهن روسیه ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت و در مسیر مسکو سنپترزبورگ ۲۵۰ میباشد.
💡 این شرکت در سال ۱۸۷۲ تأسیس شده و مقر آن در شهر تفلیس است. راهآهن گرجستان با ۱۵۷۶ کیلومتر طول، ۲۲ ایستگاه مسافری و ۱۱۴ ایستگاه باری به صورت تماماً برقی متصل کننده آسیای مرکزی به اروپا است.
💡 زائر مسافری است که در حالِ سفر به یک مکان مقدسِ دینی یا مذهبی است. به طور معمول، این سفر اغلب با پای پیاده انجام میشود و از اهمیت ویژهای نزدِ پیروانِ آن مذهب برخوردار است.
💡 مسافری عجیب است این گل رسیده که او چو برگ سفره بسازد، ره سفر گیرد!
💡 ما را به عهد تو چه مجال سفر که شد هر جا مسافری ست بر این آستان مقیم