خدمعلی سلطان خا

لغت نامه دهخدا

خدمعلی سلطان خانم. [ خ َ دَ ع َ س ُ ن ُ ] ( اِخ ) وی همشیره سلطان موصلو و زن شاه طهماسب اول صفوی و مادر اسماعیل میرزا وسلطان محمد و جده شاه عباس اول است که به سال 1002هَ. ق. در مراحل هشتاد سالگی درگذشت. این زن از زنان معزز و صاحب احترام نزد شاه عباس کبیر است. او فریضه حج بجا آورد و رباط خشکرود بحوالی قزوین، از آثار اوست. ( از عالم آرای عباسی چ ایرج افشار ص 490 ).

جمله سازی با خدمعلی سلطان خا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر که او استیزه با سلطان کند کار خود را سر به‌سر ویران کند

💡 مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل قبول کرد به جان هر سخن که سلطان گفت

💡 سلطان مسعود صاحب بريدان و مشرفان مهم را خود، به كار مى گماشت.

💡 گفتم که سراپردهٔ سلطان دو کون گفتا که بجو در دل ویران شماست

💡 ولیکن، از ستم آسمان، در آن مدت که داشتند رعایا ز جور سلطان داد