خدای فروش

لغت نامه دهخدا

خدای فروش. [خ ُ ف ُ ] ( نف مرکب ) خدافروش. ریاکار. منافق. آنکه بظاهر اظهار دین کند ولی در باطن بی اعتقاد باشد. || آنکه ادعای الوهیت کند. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خدا فروش ریاکار

جمله سازی با خدای فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر خدای بخواهد بمدتی نزدیک مراد خویش بر آری ز دشمن غدار

💡 بر آن فیلسوفان مشکل‌گشای بسی آفرین تازه کرد از خدای

💡 درد ترا به خلق چو گویم چو اوحدی؟ آن به که اعتماد کنم بر خدای من

💡 منت خدای را که غم روی آن پری بیگانه از شماست ولی آشنای ماست

💡 زین سبب کلی است علم خدای خه خه!! ای بی بصیرت خودرای

💡 خدایگان وزیران که جز کمال خدای نیافت هیچ صفت بر کمال او تقدیم