لغت نامه دهخدا
خداخدا داشتن. [ خ ُ خ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) پناه بخدا بردن. ( آنندراج ):
معنی ز لفظ گرچه نباشد جداجدا
دارم برای وصل تو هردم خداخدا.نعمت خان علی ( از آنندراج ).
خداخدا داشتن. [ خ ُ خ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) پناه بخدا بردن. ( آنندراج ):
معنی ز لفظ گرچه نباشد جداجدا
دارم برای وصل تو هردم خداخدا.نعمت خان علی ( از آنندراج ).
پناه بخدا بردن
💡 پنجمين تقاضايش توفيق براى برپا داشتن نماز كه بزرگترين پيوند انسان با خدااست مى باشد، نه تنها براى خودش كه براى فرزندانش نيز همين تقاضا را مى كند.
💡 خاک را پنهان از آن جنبش دهد صد چاشنی تا تواند حاصل از وی قوت حیوان داشتن
💡 و با اين بيان، ترتب جمله (و لم يتخذ ولدا) بر ماقبل، روشن مى شود، چون داشتن
💡 آنگاه درباره اسلام و كتاب خدا و عترت پيامبر و بر پاى داشتن نماز و روزه و حج و جهادسخن گفت و سپس فرمود:
💡 ابراهيم خواص گفت: پنج چيز دواى دل است: قرآن را بهتاءمل خواندن شكم خالى داشتن. نماز شب سحرگاهان به درگاه خدا ناليدن همنشينى با نيكوكاران
💡 چسان پنهان توانم داشتن راز محبت را بقدر اشک من آیینه در دست است تمثالش