خباز بالا
لغت نامه دهخدا
خباز بالا. [ خ َب ْ با زِ ] ( اِخ ) دهی است کوچک از دهستان هنزا بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت، واقع در 25 هزارگزی شمال باختری ساردوئیه و 5 هزارگزی شمال راه مالرو بافت بساردوئیه. در این دهکده 20 تن سکنی دارند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
دهی است کوچک از دهستان هنزا بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت.
جمله سازی با خباز بالا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیآتشی تنور دل و معدهها فروخت نان بر دکان نهاده و خباز ما ستیر
💡 پنیرک با نام علمی Malva Sylvestris در عربی خبازی نامیده میشود. گیاهی است علفی، به ارتفاع تا ۶۰ سانتیمتر و پایا. به صورت خودرو، در بسیاری از نقاط میروید و برای استفاده نیز کشت میگردد. البته در صورت برخورداری از شرایط مناسب مانند نور و آب و خاک غنی، ارتفاع آن به یک متر نیز می رسد.
💡 این نمایشنامه همچنین در بهمن ۱۳۹۹ به مدت ده شب در رشت به کارگردانی رضا خباز به روی صحنه رفت.
💡 انسیه خباز مافینژاد در سال ۱۳۹۹ برای یازدهمین سال متوالی در بخش کمکداوران زن، به عنوان رنک یک ایران در بخش بانوان به فیفا معرفی شد. او همچنین مسئول داوران نخستین دورهٔ مسابقات فوتبال بانوان خراسان رضوی بود.
💡 انسیه خباز مافینژاد در سال ۱۳۹۴–۱۳۹۵ به عنوان بهترین کمکداور زن ایران انتخاب شد این مراسم به عنوان «جشن برترینهای فوتبال کشور» در برج میلاد برگزار شد.