لغت نامه دهخدا
باغ دراز. [ دِ ]( اِخ ) دهی است جزء دهستان دلفارد بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت، که در 94 هزارگزی جنوب خاوری ساردوئیه و8 هزارگزی راه مالرو جیرفت به ساردوئیه واقع است و 18 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
باغ دراز. [ دِ ]( اِخ ) دهی است جزء دهستان دلفارد بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت، که در 94 هزارگزی جنوب خاوری ساردوئیه و8 هزارگزی راه مالرو جیرفت به ساردوئیه واقع است و 18 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مسیر، بیل یک دختر جوان بینا به نام سوزان را نجات میدهد که او را به تنهایی در خانه به دام افتاده مییابد، در حالی که برادر جوانش مرده در باغ دراز کشیده است که توسط یک مرد سهلانگار کشته شده است. او پسر را دفن میکند و سوزان را با خود میبرد. چند روز بعد، در یک شب بارانی شدید، نور ضعیفی را از دور میبینند. پس از رسیدن به آن، جوسلا و دوستانش را پیدا میکنند.
💡 مرکز شهرستان لنجان به سبب مجاورت با زاینده رود در سال ۱۳۳۶ طبق مصوبه شورای شهر ریز، با الهام از نام کهن زرینرود به زرینشهر تغییر نام یافت. به گفتهٔ باستانشناسان، اشیاء کشف شده در تلههای باغ محمود، باغ دراز و تله کافر که در جنوب این شهر و در مجاورت مادی (جوی) کهن ریز قرار دارد، برآمده از دل معدودی از تپههای باستانی مسیر زاینده رود میباشد که از لحاظ تاریخی هم دوره با تمدن سیلک کاشان است.