خان نجار

لغت نامه دهخدا

خان نجار. [ ن َج ْ جا ] ( اِخ ) منزلی از منازل کاروانی میان کرمانشاهان و کاظمین و ظاهراً در عراق عرب است.

فرهنگ فارسی

منزلی از منازل کاروانی میان کرمانشاهان و کاظمین و ظاهرا در عراق عرب است.

جمله سازی با خان نجار

💡 انیسه روضه نجار در ۲۶ ژوئن۱۹۱۳ در بیروت لبنان متولد شد. وی در سال ۱۹۳۶ از دانشگاه آمریکایی بیروت فارغ‌التحصیل شد و به عنوان رئیس هیئت تحریریه «العروة الوثقی» منصوب گردید.

💡 ((ارنست رنان )) مى گويد: ((مريم و عيسى پس از مرگ يوسف نجار به قانامحل و زادگاه مريم رفتند. عيسى در آنجا نجارى مى كرد و هرسال يكبار به زيارت حج يعنى اورشليم مى رفت )).(397)

💡 کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی از تیشهٔ هیزم شکن و ارهٔ نجار

💡 کی تواند چون گل گلشن شود بلبل فریب گر کشد بر تختهٔ در باغ را نجار گل

💡 در ساخت این بنا ماهر ترین بنا ها و نجار ها و استادکاران زمان قاجار دخیل بوده اند.

💡 یوسف نجار کیست نوح دروگر که بود؟ تا ز هنرم دم زنند بر در امکان او