خاموش هندی
لغت نامه دهخدا
خاموش هندی. [ ش ِ هَِ ] ( اِخ ) وی در دهلی بوجود آمد و در بنگاله سکونت گزید چنانکه دیوان موجودش در کتابخانه ملک مشعر بر این مدعی است. این دیوان دارای پنجهزار بیت و در قرن سیزدهم هجری قمری نوشته شده است. ( از الذریعه الی تصانیف الشیعه تألیف آقابزرگ طهرانی قسم 1 جزء 9 ص 295 ).
خاموش هندی. [ ش ِ هَِ ] ( اِخ ) نامش رای صاحب رام است. او راست: دیوانی در شعر پارسی. ( از الذریعه الی تصانیف الشیعه آقابزرگ طهرانی قسم 1 جزء 9 ص 285 ). در صبح گلشن آمده: تخلص یکی از شعرای عالیمقام هند است که مذهب برهمنان داشته. نام او «رای صاحب رام » بوده و در دهلی زندگی کرده است. او را دیوانی است و این بیت از اوست:
فرض کردم همه تقصیر منست
بعد از این گو که چه تدبیر منست.( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ) ( از صبح گلشن ص 150 ).
فرهنگ فارسی
نامش رای صاحب رام است.
جمله سازی با خاموش هندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به بانگ خاموش اشاره نمود.
💡 بلند آوازگی نخلی است از گلزار خاموشی گر از من بشنود مرغ چمن فریاد حاجت نیست
💡 حفاظت از هرزنامههای خارج از محدوده شامل اسکن ترافیک ایمیل به عنوان خروجی یک شبکه، شناسایی پیامهای اسپم و پس از آن مسدود کردن پیام یا خاموش کردن منبع ترافیک صورت میگیرد.
💡 در گذشتهها وسایط در این منطقه شبهای طولانی زمستان را میگذراندند، بطوریکه برخی از راننده گان میگویند :" هفت شب را نیز به علت سرمای بیحد و خاموش شدن وسایطشان در آنجا گذراندهاند.
💡 و گفت: سی سال خدای را یاد کردم. چون خاموش شدم، بنگریستم حجاب من ذکر من بود.
💡 «حَتَّی إِذا فَتَحْنا عَلَیْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَدِیدٍ» تا آن گه که بگشادیم بر ایشان دری از عذاب سخت، «إِذا هُمْ فِیهِ مُبْلِسُونَ» (۷۷) تا ایشان در آن فرو ماندند نومید و اندوهگین و خاموش.