خاقانی محلاتی

لغت نامه دهخدا

خاقانی محلاتی. [ م َ ح َل ْ لا ] ( اِخ ) میرزا حبیب اﷲ و اصلش از شیراز برادر کهتر میرزا فرج اﷲ منشی متخلص بطرفه است. در بدو حال بنام تخلص کردی. چون بدارالخلافه ری درآمد بمدحت سلطان ناصرالدین شاه قاجار پرداخت و بحضورشاه رسید از طرف پادشاه بخاقانی ملقب گردید و باقتفاء خاقانی شیروانی ( شروانی ) شعر می سرود. این دو بیت از اشعار اوست:
ز ابروی و چشم اوبدل تیر بلا رسد همی
می نبرد کسی برون جان ز کمان کشیدنش
آهوی چشم او چرا رام نمیشود بکس
آه از آن نگاه او آه از آن رمیدنش.
( از مجمعالفصحاء ج 2 ص 107 چ 1 ).

فرهنگ فارسی

میرزا حبیب الله و اصلش از شیراز برادر کهتر میرزا فرج الله منشی متخلص بطرفه است

جمله سازی با خاقانی محلاتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بین که در باغ جهان خاقانی از پی کسب هوا آمده‌ای

💡 نیمی بسوختم دل خاقانی از عنا نیمی دگر که ماند به ماتم بسوختم

💡 خاقانی هر شبت شبستان نرسد تو مفلسی این نعمتت آسان نرسد

💡 زخم بر دل رسید خاقانی تا خود آسیب بر خرد چه رسد

💡 خاقانی را ز بس که بوسید آن لب دور از لب تو گرفت تبخال از تب

💡 گنج معنی توراست خاقانی شو کلیدش به هرکه هست مده

بی همتا یعنی چه؟
بی همتا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز