خارج البلد

لغت نامه دهخدا

خارج البلد. [ رِ جُل ْ ب َ ل َ ] ( ع اِ مرکب ) بیرون شهر. ( مهذب الاسماء ). اطراف شهر.

فرهنگ فارسی

بیرون شهر. اطراف شهر

جمله سازی با خارج البلد

💡 740-(( معجم البلدان، )) ج 4، ص 192: ضبط غرد را درست نمى دانم بلكهمى پندارم ((فرد)) درست باشد. خداوند عالم است.

💡 فـقـيـر گـويـد: شـيـخ مـا در (مـسـتـدرك ) فـرمـوده كـه بـعـض مـعـاصـريـن مـا ازاهـل سـنـت در كـتـاب (خـلاصـة الكلام فى امرآء البلد الحرام ) اين دعا را از بعض عارفيننقل كرده:

💡 713-بحارالانوار، ج 97، ص 211؛ ج 418، ص 199؛ البلد الاءمين، ص 275؛مصباح المتهجد، ص 719.

💡 702-يكى از كاخ ‌هاى متوكل به معنى: گواراسرا است (( (العصر العباسىالثانى، )) ص 55) و در (( معجم البلدان )) ضبط آن به صورت: بركوار،بركوان و بزكوار آمده است - م.

💡 می‌گرد گرد شهر خوش با شاهدان در کشمکش می‌خوان تو لااقسم نهان تا حبذا هذا البلد

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز