لغت نامه دهخدا
خار سه گوشه. [ رِ س ِ ش َ / ش ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خارسه پهلو. ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 378 ). حَسَک. خارسه سو.
خار سه گوشه. [ رِ س ِ ش َ / ش ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خارسه پهلو. ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 378 ). حَسَک. خارسه سو.
خار سه پهلو حسک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گوشه دهان محلی که ماهیچههای مختلف به هم میرسند ستونی وتری به نام محور قرار دارد که در گوشه دهان ممکن است به صورت نقطه سفتی قابل لمس باشد.
💡 هيچ زمينى خالى از قبر نيست و در هر گوشه اى از زمين، گورستانى از انسان ها وجوددارد؟
💡 گوشه گیران ایمن از آسیب شهرت نیستند گر به کوه قاف پشت خود چو عنقا می دهند
💡 شیخ شهر از گوشه گیری شهره آفاق شد سر به جیب خاک بردن دانه را رسوا کند
💡 در پاسخ او گفته شد: كه او دچار چشم درد است و در گوشه اى استراحت نموده است.
💡 دل ما با تو چنان است که خود می دانی گوشه چشم تو با ما نه چنان است که بود