حکیم اتای
لغت نامه دهخدا
( حکیم آتای ) حکیم آتای. [ ح َ ] ( اِخ ) نام موضعی بر ساحل جیحون. مدفن حکیم یکی از شیوخ سلسله نقشبندیه. و این موضع نهایت آبادی خوارزم است.
فرهنگ فارسی
( حکیم آتای ) نام موضعی بر ساحل جیحون مدفن حکیم یکی از شیوخ سلسله نقشبندیه و این موضع نهایت آبادی خوارزم است
جمله سازی با حکیم اتای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مریض بستر غم را باتفاق امم بغیر خاک درت داروئی نگفته حکیم
💡 حالت آشفته دوش دید حکیمی گفت پریشانیش بزلف بتان است
💡 منم آن کس که مرا در نظر طبع بلند همچو اندیشهٔ اطفال بود رای حکیم
💡 ترا خوانند جان اینجا حکیمان کجا دانندت اینجاگه لئیمان
💡 شه از اندیشه دُرّ شب افروز حکیمان را بر خود خواند یک روز
💡 گفت حکیم این گره نهال خدایند واستم استمگران چو بادی صرصر