حکومت اشغالگران
مترادفها
سلطه اشغالگران
متضادها
استقلال، آزادی، حاکمیت ملی
فرهنگستان زبان و ادب
{military government} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] حکومتی موقت که یک نیروی نظامی خارجی در سرزمین تحت اشغالش ایجاد می کند
ویکی واژه
حکومتی موقت که یک نیروی نظامی خارجی در سرزمین تحت اشغالش ایجاد میکند.
جمله سازی با حکومت اشغالگران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 احتکار ناشی از فضای روانی این حوادث هم قحطی را شدت بخشیده و بدان دامن میزد. کمبود غلّه و حضور اشغالگران در ایران، کشاورزان و ملاکان را وامیداشت تا غلّه خود را به امید فروش با قیمتی بالاتر انبار کنند. قیمت پایین خرید دولتی در مقایسه با بازار آزاد، مردم را به سوی احتکار میکشید.
💡 مردم هزاره در جریان جنگ شوروی در افغانستان نقش مهمی در مقاومت علیه اشغالگران شوروی ایفا کردند. جنگ شوروی در افغانستان، که از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ به طول انجامید، تأثیرات عمیقی بر وضعیت سیاسی و اجتماعی افغانستان داشت و منجر به تحولات مهمی در ساختار قدرت و فعالیتهای سیاسی در کشور شد. هزارهها به عنوان یکی از اقوام شیعهمذهب و تحت فشار از سوی دولتهای قبلی افغانستان، در این جنگ به دفاع از حقوق و آزادیهای خود پرداختند.
💡 تاریخ جهان پر از روایتهای تلخ مربوط به مدت زمان طولانی که تحت حکومت اشغالگران، ملتها با ظلم و استثمار بیامان از سوی بیگانگان روبرو بودند.
💡 مقاومت ملتها در برابر حکومت اشغالگران همواره یکی از اصلیترین عوامل الهامبخش در شکلگیری جنبشهای آزادیخواهانه و استقلال ملی در سراسر جهان بوده است.
💡 تحلیلهای سیاسی نشان میدهد که بقای حکومت اشغالگران معمولاً با سرکوب شدید حقوق اولیه شهروندان و تخریب زیرساختهای حیاتی یک کشور همراه است.