💡 پنجمین قاعده این است که در صورت سالبه بودن صغری کبری نباید جزییه باشد، علت این شرط این است که در صورت جزئی بودن کبری، نخواهیم دانست اصغر و اکبر با هم تلاقی میکنند یا تنافی؛ در حالیکه علم منطق جایگاه قوانین کلی و دائم الثبوت است.
💡 هر کدام از دو مقدمه در هر یک از این «اشکال ثلاثه»، از یک سو میتواند کلیه، جزئیه، یا مهمله باشد و از سوی دیگر، موجبه یا سالبه تواند بود. در نتیجه، در هر شکل، ضروبی سی و ششگانه پدید میآیند.
💡 چهارمین قاعده این است که نتیجه باید تابع پایینترین و پستترین مقدمه باشد، لذا اگر یکی از دو مقدمه جزئی بود نتیجه قطعاً جزئی است و اگر یکی از دو مقدمه سالبه بود نتیجه قطعاً سالبه است، زیرا جزئی از کلی و سالبه از موجبه پایینتر و پستتر میباشد. علت این شرط نیز واضح است، زیرا نتیجه متفرع و حاصل از دو مقدمه در کنار هم است لذا نمیتواند از دو مقدمه برتر و بالاتر باشد.
💡 در همستیزی کمیت و کیفیت قضیه تغییر میکند؛ بنابراین همستیز قضیهٔ کلیه، قضیهٔ جزئیه است و برعکس. همستیز قضیهٔ موجبه، قضیهٔ سالبه است و برعکس. مثلاً دو جملهٔ «هر عالمی پرهیزکار است» و جملهٔ «بعضی عالمان پرهیزکار نیستند» همستیز هم هستند؛ همچنین دو جملهٔ «هیچ فلزی عایق نیست» و «بعضی فلزها عایقاند» متناقضاند.