فرهنگستان زبان و ادب
{known related key attack} [رمزشناسی] حملۀ کلیدمرتبطی که بر پایۀ آگاهی مهاجم از ارتباط بین کلیدها استوار است
{known related key attack} [رمزشناسی] حملۀ کلیدمرتبطی که بر پایۀ آگاهی مهاجم از ارتباط بین کلیدها استوار است
💡 همه جهانرا معلوم شد که هر علمی که در جهان بود، آن علم بر تو معلومست
💡 احوال خود امروز کنم پیش تو معلوم در عشق تو مشهورم و از وصل تو محروم
💡 نجار هم در قصص انبيا به آنچه ما از رساله بولسنقل كرديم و به مواردى ديگر از كلمات وى كه در رساله هاى او يافته، استشهاد كردهاست بر اينكه معلوم مى شود غير از انجيل هاى چهارگانه معروف،انجيل ديگرى بوده به نام انجيل مسيح.
💡 مستی از لعل شراب آلود او معلوم شد وز خمار چشم خواب آلود او معلوم شد
💡 مسجد عربها: تاریخ بنا معلوم نیست. اکنون جزء آثار ثبت شده شهرستان خور در میراث فرهنگی است.
💡 از خرابات آمد امشب میلی بی پا و سر از سراپای شراب آلود او معلوم شد