حمار وحشی
مترادفها
گورخر
لغت نامه دهخدا
حمار وحشی. [ ح ِ رِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گورخر. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). رجوع به تحفه حکیم مؤمن و گورخر شود.
فرهنگ فارسی
گور خر
جمله سازی با حمار وحشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «حاجب » درویش را کی شود آن کس حریف کو نشناسد به عمر لفظ حمار از حمیر
💡 چون گریزی از علی کو شیر دین ایزد است گر نگشتهستی به دیناندر حمار، ای ناصبی؟
💡 عالم که ندارد عمل او مثال حماری ا ست بی فایده اثقال کتب را شده حامل
💡 کی زمین سخت را از هم شکافد پیرزن کی برد بار جمل را گاه کین پیره حمار
💡 فی الفور رفت خادم و آورد این حمار گفتم برو سوار شوم هرچه بادباد
💡 سپاهيان مروان حمار بر تمامى شهرها و مناطق اسلامى تسلط پيدا كرده و بر آن ها،عاملانى از خود به حكومت گماشتند.