لغت نامه دهخدا
( حفرة ایوب ) حفرة ایوب. [ ح ُ رَ ت ُ اَی ْ یو ] ( اِخ ) موضعی است به قیروان و از آنجاست یحیی بن سلیمان حفری مقری. او از فضیل بن عیاض و ابی معمر عبادبن عبدالصمد و از او پسر وی روایت کند. ( معجم البلدان ).
( حفرة ایوب ) حفرة ایوب. [ ح ُ رَ ت ُ اَی ْ یو ] ( اِخ ) موضعی است به قیروان و از آنجاست یحیی بن سلیمان حفری مقری. او از فضیل بن عیاض و ابی معمر عبادبن عبدالصمد و از او پسر وی روایت کند. ( معجم البلدان ).
موضعی است بقیروان و از آنجاست یحیی بن سلیمان حفری مقری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با باطلت آمیزش و ز حق همه بیزاری نیران به تو میمون باد و آن حفره و آذرها
💡 سوراخ بتر تنگ بود حلقه در گوی هم حلقه در تنگ بود حفره در ماند
💡 زیر سقف شیبدار آرامگاه دو حفره بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن وزن سنگها و کم کردن بار وارده به اتاقک ایجاد شدهاست.
💡 با اینکه نمیتوان هکهای انجام شده را تحلیل کرد اما بهطور کلی هکها با استفاده یک حفره امنیتی انجام میشود.
💡 گر تو نیکی قبر بهرت روضهایست ور بدی آن از جحیمت حفرهایست
💡 در داخل استخوانهای هر فک (فک بالا و فک پایین) حفرههایی وجود دارد که ریشهٔ دندانها درون آن قرار میگیرد.