لغت نامه دهخدا
حفر ابی موسی الاشعری. [ ح َ ف َ رُ اَ سَل ْ اَ ع َ ] ( اِخ ) موضعی بر جاده مکه به بصرة و آن چاههای آب است که ابوموسی اشعری در راه حاج حفر کرده است. ( معجم البلدان ).
حفر ابی موسی الاشعری. [ ح َ ف َ رُ اَ سَل ْ اَ ع َ ] ( اِخ ) موضعی بر جاده مکه به بصرة و آن چاههای آب است که ابوموسی اشعری در راه حاج حفر کرده است. ( معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چونکه در عشق آمدی منصور بین همچو موسی نور حق از طور بین
💡 بیضای دست موسی سر زد ز آستینش عشق آتش مثالیست دل طور بی مثالش
💡 آن چو موسی ز شوق بر سرِ طور بوالمفاخر محمّد منصور
💡 امروز چو موسیت مداوا کرد صد برگ فشان از آن عصا دیدی
💡 قوم موسی راه میپیمودهاند آخر اندر گام اول بودهاند
💡 عشق جانان دید، عقل اشیا نمود عشق بر موسی ید بیضا نمود