حظیره ٔ قدس

لغت نامه دهخدا

حظیره قدس. [ ح َ رَ ی ِ ق ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بهشت. رجوع به حظیره و حظیرةالقدس شود.

فرهنگ فارسی

بهشت

جمله سازی با حظیره ٔ قدس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان ببوی تو از حظیره‌ی قدس سوی این تیره خاکدان آمد

💡 این گفت و از آن حظیره برخاست من نیز شدم به راه خود راست

💡 فرمان بپذیر و زین حظیره تنگ زی حضرت لامکان شتابان شو

💡 سر بر آرید کان ذخیره قدس پای وا کرد در حظیره قدس

💡 هر موی که آوازه تیغش بشنید همچو مژه در حظیره دیده گریخت

💡 این رمهٔ گوسفند سخت کلانست یک تنه تنها بدین حظیره شبانست

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز