لغت نامه دهخدا
حصن احمر. [ ح ِ ن ِ اَ م َ ] ( اِخ ) عثلیث. قلعه ای است به یمن. ( یادداشت مؤلف ). || قلعه ای است بسواحل شام مشهور به حصن احمر. عثلیثه. ( منتهی الارب ).
حصن احمر. [ ح ِ ن ِ اَ م َ ] ( اِخ ) عثلیث. قلعه ای است به یمن. ( یادداشت مؤلف ). || قلعه ای است بسواحل شام مشهور به حصن احمر. عثلیثه. ( منتهی الارب ).
عثلیت قلعه ایست به یمن
💡 و همچنین سازمان هلال احمر در شرایط عادی برای صلح و دوستی و حفاظت از محیط زیست تلاش میکند.
💡 در ۴ سپتامبر سال ۱۹۸۰، پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، حکومت اسلامی رسماً اعلام کرد که نشان شیر و خورشید را دیگر استفاده ننموده از این پس فقط از نشان هلال احمر استفاده خواهد نمود.
💡 کو کله کج نه به مستی هر که در وقت صبوح لالهسان در جام یاقونی می احمر کشید
💡 این شرکت با جمعیت هلال احمر وکمیته امداد همکاری کارهای خیرانه داشته.
💡 باده گلگون به رنگ خود برآرد شیشه را زان تن چون برگ گل گردید احمر پیرهن
💡 غم ز دل بیرون مرا کی باده احمر برد؟ زردی از آیینه هیهات است روشنگر برد