لغت نامه دهخدا
حسین مملوک. [ ح ُ س َ ن ِ م َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ شاعر که در دمشق 1146 هَ. ق. / 1734 م. درگذشت. دیوان شعر و دیوان لغز و جز آنها دارد. ( خلاصة الاثر ج 2 ص 95 ) ( هدیة العارفین ج 1ص 321 ) ( ایضاح المکنون ج 1 ص 118 ) ( معجم المؤلفین ).
حسین مملوک. [ ح ُ س َ ن ِ م َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ شاعر که در دمشق 1146 هَ. ق. / 1734 م. درگذشت. دیوان شعر و دیوان لغز و جز آنها دارد. ( خلاصة الاثر ج 2 ص 95 ) ( هدیة العارفین ج 1ص 321 ) ( ایضاح المکنون ج 1 ص 118 ) ( معجم المؤلفین ).
ابن عبدالله شاعر که در دمشق درگذشت وی دیوان شعر و دیوان لغز و جز آنها دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مصر هوی تا کی مملوک زنان بودن آهنگ عزیزی کن ای یوسف زندانی
💡 حال اگر بنده آنچه خداوند به وی بخشیده مملوک خود نداند، انفاقش در راههائی که ایزد فرموده است، بر وی آسان شود.
💡 در عین خسرویم مملوک خویش بخوان افزوده کن ز کرم بر قدر من قدری
💡 شهر حلب در آن روزگار در دست مملوکان چرکس بود و از سوی اهل سنت و جماعت اداره میشد.
💡 اگر لاجن مناره را کلی بازسازی کرده بود، مناره مملوکی میشد.
💡 از بند رها میکن، مملوک و بها میکن کین بنده نخواهد شد آزاد ز دست تو