حسین صبوحی
لغت نامه دهخدا
حسین صبوحی. [ ح ُ س َ ن ِ ص َ ] ( اِخ ) شاعر موسیقی دان و هنرمند سده یازدهم هجری بود. از خوانسار برخاست و به تبریز شده و از آنجا باتفاق ملا واصب به گیلان رفت و نزد میرزا عبداﷲ وزیر لاهیجان مقرب گردید. چهارتار نیکو مینواخت و قصه حمزه و شاهنامه خوب میخواند و هفت مثنوی سرود و در 1078 هَ. ق. درگذشت. ( ذریعه ج 9 ص 595 ).
فرهنگ فارسی
شاعر موسیقی دان و هنرمند سده یازدهم بود
جمله سازی با حسین صبوحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمرها شد بیدل احرام صبوحی بستهام کو خط پیمانه تا شبگیر من پیدا شود
💡 چون حریفان صبوحی بچمن روی نهند چشم بر برگ گل و گله ی خود روی نهند
💡 نباشد حاجت مطرب حریفان صبوحی را چو مرغ صبحگاهی ناله های زار بگشاید
💡 وه وه چه خوش بود به صبوحی میان باغ واندر کنار حور پری زاد بس خوشست
💡 غم تاخت اگر بر سر و سامان صبوحی ساقی! به در آی از در ایوان صبوحی
💡 بخرام به گلشن که پی سیر و صبوحی پیغام گلی نیست که با باد صبا نیست